رمانیستا
در صورت هر گونه مشکل روبیکا پیام دهید@Fatemehr234
رمانیستا
دانلود رمان نقاب شیطان

تو یه شب اتفاقی شاهد یه قتل شدم. اون قاتل کسی نبود جز تکین موحد، کسی که بهش میگفتن کابوس… یه قاتل اجاره ای… یه مرد خشن و بی رحم که خون مردم رو مثل شربت مینوشید. فکر می کردم خلاص شدم از دستش، اما همه چی زمانی شروع شد که توسط همون جلاد دزدیده شدم…

خلاصه نقاب شیطان

با دستای لرزون در حیاط رو باز کردم و رفتم داخل. نفس عمیق کشیدم و به پشت در تکیه دادم. چند ثانیه کوتاه چشم هام رو بستم. امید نداشتم که بتونم زنده و صحیح و سالم مجدد برگردم به این خونه، اما خدا باز هم مثل همیشه پشتم بود. با لبخند به آسمون نگاه کردم. -چاکرتم اوس کریم! چادر رو از سرم در آوردم و گرفتم دستم. خواستم برم سمت خونه که چشمم به جلوی در خورد. مثل همیشه نعشه کرده بود و لش شده بود تو حیاط. ناخون هام رو کف دستم فشردم و رفتم جلو. خواستم از کنارش رد شم که صدای کش دارش به گوشم رسید. -کجا بودی ورپریده! پوزخندی کنج لبم نشست.

این سوال برام بیشتر از بیش مضحک بود!  -کجا بودم؟؟؟ !!! خم شدم سمتش. -زمانی که تو پای منقلت پی عیش و نوشی، من واسه یه لقمه نون سگ دو میزنم. پس به پای من نپیچ که بعد می پیچم بهت مشتی! با نفرت به صورت کریهش نگاه کردم. -مامان کجاست؟؟ بی خیال شونه ای بالا انداخت و با دستش آب دهنش رو پاک کرد. -کپیده! با چندش زیر لب زمزمه کردم: -کاش تو هم واسه همیشه سینه قبرستون بکپی ما یه نفس راحت بکشیم. بند کوله ام رو تو مشتم فشردم و از بالا نگاهش کردم. -کمتر بکش این وامونده رو بتونی سر پا بمونی حداقل، فرار نمی کنه از دستت! حرفم رو زدم و بدون

این که منتظر جوابش بمونم به سمت خونه حرکت کردم. پرده رو کشیدم کنار و رفتم داخل. -مامان؟؟ کجایی! به سمت اتاق رفتم و در رو باز کردم. جاش رو یه گوشه، نزدیک پنجره انداخته بود و ظاهرا خواب بود! با مکث به سمتش رفتم، خم شدم و بوسه ای به گونش زدم. -سلام تاج سرم! بی حال چشم هاش رو باز کرد. -آهو، اومدی دخترم؟خندیدم. -نه نیومدم هنوز، روحمه داره باهات گپ میزنه ! کنارش نشستم. -چرا انقدر زود خوابیدی؟ پتو رو کشید کنار و نیم خیز شد. یکم حال ندار بودم! ابروهام رو تو هم کشیدم. -چت بود؟ خوبی الان؟ سرش رو تکون داد. -خوبم مادر، نگران نباش. نفس آسوده ای کشیدم…

 

 

اگه نویسنده کتاب هستین و درخواست حذف آن را دارین کلیک کنید

  • اشتراک گذاری
خرید محصول
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    نقاب شیطان
  • ژانر
    عاشقانه-معمایی
  • نویسنده
    فاطمه مهراد
  • صفحات
    2696
  • حجم
    8.15
  • 864 روز پيش
  • admin
  • 353 بازدید
  • 18,000 تومان
  • 0 کامنت
کامنت ها

ورود کاربران

جستجوی انجمن‌ها
  • adminسلام لطفا روبیکا یا تلگرام پیام بدین...
  • adminسلام لطفا روبیکا یا تلگرام پیام بدین...
  • saraسلام عزیز من رمانو خریدم ولی نیومده برام...
  • saraسلام عزیز من رمانو خریدم ولی نمیاد یعنی دوباره زده ادامه و خرید...
  • Nellaاگه دوباره پیام بدی مهمونت میکنه...
  • adminباید خریداری بشه...
  • مرسلبیخی همرای ای رمان ماره هم روانی کردین جلد دومشه بندازین که ما هم از امی خلاص شو...
  • Samiraکامل نیست تپ چطور کاملش رو خوندی؟...
  • Samiraرمان کامل نیست به ایدی ک داده پیام دادم شما چطوری کاملش رو خوندین دارم از کنجکاو...
  • adminسلام تلگرام یا روبیکا پیام بدین...
آرشیو نویسندگان
درباره سایت
رمانیستا
به سایت رمانیستا خوش آمدید لطفا در صورت هرگونه مشکل در روبیکا پیام بدهید آیدی روبیکا @Fatemehrf5
آمار سایت
  • 130 نوشته
  • 133 محصول
  • 102 کامنت
  • 481 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمانیستا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.