خلاصه : چیکا قبلا ازدواج کرده و الان پنج ساله که از طلاقش میگذره، و هنوز بی نهایت عاشق شوهرشه ، ولی یه سری رازهایی هست که جلوی اونو برای نزدیک شدن دوباره به شوهرش میگیره.
برنا مردی سرد با گذشته ای تاریک، اما در عین حال هنوز هم عاشق همسر سابقش،یعنی چیکا.
میون این زوج جدا شده، رازها و پنهون کاری هایی هست و پنج سال بینشون جدایی انداخته، ولی چی میشه اگه چیکا دوباره مجبور بشه تو شرکت شوهر سابقش مشغول کار بشه و...؟
آشیانه دربارۀ دختری به نام رویاست.
رویا در گیرودار مشکلات والدینش، به یک رابطهی عاشقانه پناه میبرد.
رابطهای که ساده شروع میشود اما در ادامه با چالشهایی همراه است که در نهایت، میان تحیر او رها میشود.
رویا درگیر اعتماد بازیخوردهش میماند تا چندسال بعد… درست زمانی که آماده است تا وارد رابطهای جدید شود، گذشته با تمام قوا به سمتش برمیگردد…
اتابک پسری مغرور و قمار بازه حرفه ای که سره بازی قمار با یه نفر سر زنش شرط بندی میکنه و ازش زنشو میخواد.
رامش به عنوان یه برده پا به خونه ی اتابک میزاره که داستانای جذابی با هم دارن..
اگه نویسنده رمان هستین و درخواست حذف رمان خود را دارید پیام بدهید
هیوا پسر مغرور و هوسبازیِ که بنا به دلایلی و همچنین اصرار خانواده، با دختر یکی از شرکای پدرش نامزد شده و چیزی تا مراسم ازدواجش باقی نمونده.... اما در همین فاصله، ورود زنی افغان به همراهِ دخترش به منزل اونها، تمام محاسبات زندگیِ هیوا رو به هم میریزه، و همین تغییر ناگهانی، دردسرهای زیادی رو براش به همراه داره که در نهایت مجبور میشه دست به رفتار و کارهایی بزنه که...
برای درخواست حذف رمان خود در تلگرام پیام بزارین
بوسهای رو گردنم زد، سرم رو عقب کشیدم و گفتم:- بهم دست نزن ارباب!من نمیخوام! نه شمارو نه این ازدواج کوفتی و مسخره رو! دستش رو روی چونم گذاشت و آروم فشار داد...- تو غلط میکنی من رو نخوای پرنسس کوچولو!خواستم مخالفت کنم که یک دستش رو..
نیاز مهرآرا، وکیل جوان و برجستهای است که در ظاهر زندگیاش را با جسارت و شور هدایت میکند، اما سرنوشت بیرحمانه او را به مسیری تاریک و ناشناخته میکشاند. نیاز، با شخصیتی سرزنده و کلهشق، ناخواسته وارد پروندهای شوم میشود که از همان ابتدا با خون و جنایت عجین شده است. پروندهای که نه تنها آینده شغلیاش، بلکه امنیت زندگیاش را نیز تهدید میکند.
لاله زن مطلقهایه که برای اولین بار و به پیشنهاد خواهرش پا به یک مهمونی ممنوعه میذاره و برای اولین بار مشروب میخوره و مست میکنه... طوری که وقتی صبح بیدار میشه خودشو توی بغل...
اگه نویسنده رمان هستین و درخواست حذف رمان خود را دارید در تلگرام پیام بدهید
در مورد دختری از جنس درد که از روی ناچاری نقشه برای پیرمردی 60ساله پولداری می کشه ولی نمیدونه خودش طعمه اصلیه پس از اومدن پسر مرده از خارج کشور متوجه نقشه دخترمون میشه و همین باعث میشه به دختره تج*اوز کنه و ........
دست ارسلان دوباره بالا آمد و اینبار بی هیچ مقاومتی روی سینه ی گرد ماهگل نشست.
ارسلان سر جلو برد و بی توجه به ماهگل لب هایش را شکار کرد و وحشیانه شروع به بوسیدنش کرد.
همانطور که یک دستش را به سمتِ پایین تنه ماهگل می برد، ٫خم شد و کنار گوشش پچ زد:
-به هیچ چیزی فکر نکن و فقط لذت ببر! دوست ندارم درد بکشی!
برای نجاتش با دست به جان سینه و صورت ارسلان افتاد و با قدرت چنگ می انداخت
اما، ارسلان بی توجه به او، مشغول بازی با پایین تنه ماهگل بود و کارش را با گاز گرفتن از ...
مهرسا دختری که بعد از شکست عشقی که خورده برای گرفتن انتقام دله شکسته اش با دوست صمیمی دوست پسرش وارد رابطه میشه اما زمانی که عشقش دوباره برمیگرده زندگیش از این رو به اون رو میشه.. با هم میخونیم خط به خط زندگی واقعیش و
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمانیستا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.