کوازار روایتگر داستانی عاشقانه از دنیای فرشتگان و شیاطین است...
دختری به نام ساتی که در یک شرکت برنامه نویسی کار می کند، پس از سپرده شدن پروژه مرموز و قدیمی نوسانات برق به شرکت شان، دست به ساخت یک شبکه کامل برای شناسایی انرژی های مشکوک (کوازار) که طی سال ها در قسمت های مختلف و عجیب شهر رخ می دهند، می زند...
حال که پس از دو سال تلاش مستمر، او در یک قدمی کشف دلیل این پدیده قرار گرفته کارفرمای جدید از کنسل شدن پروژه می گوید...
در این شرایط که ساتی به شدت عصبانی است، پیام دعوتی از جانب ...
- نام کتاب: کواراز
- ژانر: عاشقانه #تخیلی #فانتزی #هیجانی #معمایی #ترسناک #بزرگسال
- نویسنده: پونه_سعیدی
- صفحات: 2697
- 489 روز پيش
- admin
- 176 بازدید
- 20,000 تومان
- 0 کامنت
تیارا مقصودی دختر سرهنگ مقصودی که یه ماشین باز موتور باز حرفه ایه.
این دختر تو تیمی از مسابقه هاش با دوتا پسر آشنا میشه یه سرگرد جنایی و یه پسر قاچاقچی!
حالا باید دید سرنوشت این سه نفر چطوری به هم وصل میکنه.
- نام کتاب: حکم عشق ما
- ژانر: عاشقانه _بزرگسال_جنایی
- نویسنده: جیران_و_زینب
- صفحات: 1024
- 489 روز پيش
- admin
- 195 بازدید
- 15,000 تومان
- 0 کامنت
رعنا عاشق پسرعموش میشه و به اصرار و دخالت پدر بزرگش به عقد هم درمیان.
علی اما از رعنا نفرت داره و اون رو مورد آزار قرار میده
رعنا تاجایی ادامه میده که بعد از زایمان طلاق بگیره و بره.
حالا بعد از شش سال رعنا که زنی مطلقه ست برمیگرده و با علی روبه رو میشه ...
- نام کتاب: آموج
- ژانر: عاشقانه _بزرگسال
- نویسنده: لواشک
- صفحات: 192
- 489 روز پيش
- admin
- 204 بازدید
- 10,000 تومان
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
داستان درمورد زن جوانی به اسم آلاست که در بیست و سه سالگی با تو دلی که با پاقدمش همه ی زندگیشو بهم ریخته، سردرگم مونده…
و سعید که در همه جا و هر زمان باید حواسش به آلا باشه تا به خودش و بچه ی توی شکمش آسیبی نرسونه...!
- نام کتاب: پاقدم
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: یگانه اولادی
- صفحات: 370
- 489 روز پيش
- admin
- 211 بازدید
- 0 کامنت
فادیا دختر درس نخون و کار نکن و بی بندوباری هست که با رفقاش سر اینکه بتونه یه دکتر رو وادار کنه شرط میبنده و خب شرط رو هم برنده میشه.
دختر عمه اش لاوین( که شخصیت اصلی رمانمون هست) اونمنشی دکتره .
دختر خوبیه وخیلی به اون یکی اصرار میکنه اما فادیا گوش نمیکنه کار خودشو انجام میده و با دکتر هم وارد رابطه میشه شماره رد و بدل میکنه و باهم وارد رابطه میشن بعدهم کاری میکنه دکتر دختر عمه اش رو اخراج کنه و خودش رو جایگزینش بکنه اما...
- نام کتاب: هفت خط
- ژانر: عاشقانه_بزرگسال
- نویسنده: سارا
- صفحات: 706
- 489 روز پيش
- admin
- 179 بازدید
- 25,000 تومان
- 0 کامنت
موهام توی باد می رقصیدن و تنم بین دستای اون!
بلد بود چطوری با نوازش دستاش دیوونم کنه. دست گرمشو نوازش وار کشید روی شاهرگ گردنم و تو چند سانتی متری لبام آروم گفت:
-باهام چیکار کردی لعنتی؟ این خلاف قوانین من بود!
لبخند زدم، دستمو گذاشتم روی سینش، روی قلبی که بی وقفه می کوبید و لاله گوششو آروم بوسیدم.
پچ پچ وار گفتم:
- قلبی که زیر دستای من می کوبه قانون سرش نمیشه! سختش نکن! منو ببوس
اگه نویسنده رمان هستین و درخواست حذف رمان خود را دارید پیام بدهید
- نام کتاب: حریر
- ژانر: عاشقانه_صحنه دار
- نویسنده: مرجان
- صفحات: 5651
- 489 روز پيش
- admin
- 194 بازدید
- 12,000 تومان
- 0 کامنت
ملیکا دختر زبر و زرنگی که شش سال پیش فراموشی گرفته و بعد از شیش سال توی بیمارستانی به عنوان نظافتچی استخدام میشه که رئیس اون بیمارستان در واقع توی گذشتهاش...
- نام کتاب: طلسم عشق
- ژانر: عاشقانه_درام_کمدی_بزرگسال
- نویسنده: بانوی طلایی f
- صفحات: 676
- 493 روز پيش
- admin
- 191 بازدید
- 6,000 تومان
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
آی نور دختر نویسنده ای که با شخصیت های کتاب هایش زندگی می کند شخصیتی را خلق می کند که آن را در وجود استادش می یابد... آی نور در پس اتفاق وحشتناکی که برایش رخ داده اشک و غم مهمان دل و جانش شده و مادرش را نگرانکرده .... آرمان پسر حاج مطیب به دنبال تصاحب آی نور و ماجرایی که با رسیدن به موقع استاد فروتن، ناکام می ماند و ...
- نام کتاب: قند مکرر
- ژانر: عاشقانه_بزرگسال
- نویسنده: سلبی ناز رستمی
- صفحات: 1541
- 493 روز پيش
- admin
- 235 بازدید
- 0 کامنت
افرا مودت زنی ک محکوم به قتل عمدی شوهرشه و شب اول بازداشتش توسط سرهنگ زندان مورد سواستفاده قرار میگیره و چون نمیخاد بگه چرا شوهرشو کشته....
- نام کتاب: قاتل معصوم
- ژانر: عاشقانه_بزرگسال
- نویسنده: مهتاب ر
- صفحات: 341
- 493 روز پيش
- admin
- 240 بازدید
- 5,000 تومان
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
من بیست و یک سال داشتم که فالگیر آینده مرا خواند:به عنوان تنبیه برای جنایات شما فقط یک زن را دوست خواهید داشت … اما او هرگز شما را دوست نخواهد داشت.من حتی یک کلمه از آنها را باورنمیکردم.تا اینکه تقریباً ۱۰ سال بعد "سوفیارومانو" رو دیدم
برای این زن سخت بودم. برای این زن میمردم.اما اون ترکم کرد.اکنون سالها گذشتهاست و سوفیا به شوهر نیاز دارد.پدرش فوت کرده است مادرش میخواد اوازدواج کند با مردی که از خانواده شان و از شرکت آنهامحافظت کند.به دنبال کسی میگرده که قدرتمند باشه.کسی که ثروتمنده.کسی که خوشتیپه.حالا این تنها شانس منه با زنی باشم که عاشقشم.... و من مطمئن میشم که اون هم همین احساس رو داره.من یه عمر وقت دارم که باعث بشم که این اتفاق بیوفته.
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: پنلوپه_اسکای
- صفحات: 565
- 493 روز پيش
- admin
- 236 بازدید
- 1 کامنت