رمانیستا

در صورت هر گونه مشکل روبیکا پیام دهیدFatemehrf5

رمانیستا

دانلود رمان آقای فرشته

چکاوک دختری روستایی که به اجبار پدرش مجبوره صیغه ی یک پیرمرد ۷۰ ساله بشه و درصورتی که بچش پسر باشه پایبند اون زندگی بشه و به عقد اون پیرمرد در بیاد ولی تو لحظه ی اخر شخصی وارد زندگیش میشه و دنیاشو زیر و رو میکنه....... صدرا خواننده و شکارچی معروفی که تازه همسرشو از دست داده و برای فرار از ازدواج با خواهر زنش ستاره، چکاوک رو به عقد خودش درمیاره و..         اگه نویسنده کتاب هستین و درخواست حذف آن را دارین کلیک کنید

  • نام کتاب: آقای فرشته
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: نسا
  • صفحات: 2606
  • 774 روز پيش
  • admin
  • 369 بازدید
  • 20,000 تومان
  • 2 کامنت
رمان سایه-گناه

این رمان در مورد دختر یتیمی هست که به همراه عمه و دخترعمه اش زندگی میکنه.سایه دختر دانشجوی خیلی سرزبون دار و شیطونی هست که گاهی برای درآوردن مخارجش با پسرها دوست میشه و اونهارو تیغ میزنه.آخرین نفری که با اون دوست میشه استادش نوید هست که اون رو برای کار به شرکتش دعوت میکنه،و این میشه باب آشنایی سایه و رئیس شرکتش فرهان که در اصل صاحب عمارتی هست که عمه اش تو اون کار میکنه.در ادامه سایه پاش به عمارت باز میشه و رازهای زندگیش هم برملا میشن…     اگه نویسنده کتاب هستین و درخواست حذف آن را دارین کلیک کنید  

  • نام کتاب: سایه گناه
  • ژانر: عاشقانه
  • صفحات: 1539
  • 778 روز پيش
  • admin
  • 269 بازدید
  • 20,000 تومان
  • 0 کامنت
دانلود رمان سناریو-ماه-و-ماهی

خلاصه کتاب: میدونم زندگی مون قشنگه و چیزی کم نداریم اما من میتونم از چشمات بخونم که توی عمق وجودت پر میکشه برای بغل کردن یک بچه یا پیچیدن صدای خندش توی خونه!. لقمه توی دهنش رو فرو برد و با کالفگی گفت: - که چی دریا؟ این حرفهات چه معنی میده؟ با تردید ب یشتر و آهسته تر گفتم: - این که تو دوباره ازدواج کنی! با شنیدن این جمله اون هم از زبون من چشمهاش گشاد شد و سرفه ای کرد که لیوان آب رو طرفش گرفتم - آروم بابا! لیوان آب رو تا ته سر کشید و گفت: - انتظار داری آروم باشم؟ کدوم زنی همچین چیزی از شوهرش میخواد؟ دوباره ازدواج کنم که چی بشه؟ هول زده گفتم: - که بچه دار بشی! که طعم پدر بودن رو بچشی و زندگیت با من حروم نشه. عصبی از پشت میز بلند شد فریاد زد: - خفه شو دریا، نذار پا بذارم روی همه چیز. ما قبال راجبش صحبت کردیم

  • نام کتاب: سناریو ماه و ماهی
  • ژانر: عاشقانه-طنز
  • نویسنده: ناشناس
  • صفحات: 145
دانلود رمان دو-کام-حبس

لیلی وکیل دون پایه ایست که تصمیم می گیرد تا قید عشقش به همسرش را بزند و از او جدا شود. پس از جدایی، وضعیت پیچیده ای میان کار و رابطه عاشقانه اش به وجود می‌آید که با ورود مردی که با کمک به لیلی، حس خوبی به آن می دهد، رابطه شان کم کم صمیمی شده؛ اما با پیدا شدن سر و کله‌ی همسر سابق لیلی، این صمیمیت زیاد دوام نمی‌آورد و… قسمتی از رمان با قدم های تندی به سمت در خروجی اتاق دفتر دوییدم که کارآموزم دوان دوان به سمتم آمد. کیفم را جا گذاشته بودم. _حواست نبودها! کیفم ...

  • نام کتاب: دو کام حبس
  • ژانر: عاشقانه-درام
  • نویسنده: سدنا بهزاد
  • صفحات: 2452
  • 786 روز پيش
  • admin
  • 535 بازدید
  • 20,000 تومان
  • 0 کامنت
دانلود رمان سس خردل از فاطمه مهراد

ناز دختر فقیری که برای اینکه خرجش رو در بیاره توی ساندویچی کوچیکی کار میکنه. روزی از روزا، این‌ دختر سر به هوا به یه بوکسور معروف، امیرحافظ زند که هزاران کشته مرده داره، ساندویچ پر از سس خردل تعارف میکنه و غافل از اینکه امیرحافظ به سس خردل حساسیت داره و نمیدونه قراره بخاطر این سس خردل زندگیشون بهم گره بخوره!     اگه نویسنده کتاب هستین و درخواست حذف آن را دارین کلیک کنید

  • نام کتاب: سس خردل
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: فاطمه مهراد
  • صفحات: 1815
  • 787 روز پيش
  • admin
  • 801 بازدید
  • 20,000 تومان
  • 0 کامنت
دانلود رمان دنیز

خلاصه کتاب: قسمتی از رمان با نفرت به زنی که، چند ساعت دیگه مادرم میشد خیره بودم. لباس پفیش رو که با پول بابای من خریده بود، با عشوه جا به جا میکرد. کلی آرایشگر بالای سرش ایستاده بودند از همه رو اعصاب تر، دخترش دافنه بود که با اون سنش، کلی آرایش کرده بود و به هر نحوی پول بابای من و خرج میکرد. از همهشون تنفر داشتم . از جام بلند شدم. دلم گرفته بود؛ مثل آسمانی که دلش میخواست بباره؛ ولی ابرهاش همراهی نمیکردند. مثل گلی که از بی آبی خشکیده شده بود. در اون سنم مادرم رو میخواستم. میخواستم از ته قلبم با مادرم درد و دل کنم. از آرایشگاه بیرون رفتم. همین باعث شد که عمه نگران دنبالم بیاد. به صدا زدن هاش و پرسیدن اینکه کجا میرم، اهمیتی ندادم. با گریه فقط میدویدم. به ماشین های داخل خیابان و شنیدن صدای فحش هاشون اهمیتی نمیدادم . به قبرستان که رسیدم، با نفس نفس ایستادم. قبرش رو پیدا کردم و کنارش نشستم.

  • نام کتاب: دنیز
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: سانیا
  • صفحات: 731
دانلود رمان آتانازی

خلاصه کتاب: رعنا یک دختر به شدت سرد و متفاوته که با وجود خانواده داشتنش هیچوقت از اون‌ها بهره نبرده حالا با مرگ صدراالدین خیزان خیلی اتفاق ها میوفته مخصوصا که دیار چهل ساله نعنای بزرگ شده‌ی متفاوت رو می‌بینه اما این کل ماجرا نیست!

  • نام کتاب: آتانازی
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: م.مطلق
  • صفحات: 608
دانلود رمان پیشکش

خلاصه کتاب: دور خود حصاري کشيده بودم…..از جنس تنهايي….تاريکي….و به بلنداي يلدا…..انگار رنگ ها هم با من قهر کرده بودند…..اما به ناگاه چشمانم آبي آسمان را بهانه کرد…..آرزو بار ديگر در نگاهم جان گرفت…..اينبار مي خواهم اعتماد کنم و دلم را آشتي دهم با عشق…...

  • نام کتاب: پیشکش
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: گیسو-پاییز
  • صفحات: 268
دانلود رمان در دام زلف تو

خلاصه کتاب:   گیسو دختری روانشناس است که سه سال از ازدواج او با سینا می‌گذرد و زندگی عاشقانه ای با یکدیگر دارند. روزی به واسطه‌ی یک مراجع کننده، حرف هایی در مورد سینا می‌شنود. پس از تحقیقات متوجه می‌شود    

  • نام کتاب: در دام زلف تو
  • ژانر: عاشقانه-معمایی
  • نویسنده: زهرا جلیلی
  • صفحات: 1060
دانلود رمان ازدواج مجدد

خلاصه کتاب: سهیل مرد خشنی که اهل ازدواج نیست.مردی سرسخت که شب خاستگاری از بهار شرط یه همخونه بودن ساده رو میذاره اما بهار کاری میکنه که …   قسمتی از داستان ازدواج مجدد: نمازش که تمام شد سر به سجده نهاد و لحظاتی بی هیچ ذکری یا حرفی همانطور به سکوتش ادامه داد احتیاج داشت به این آرامشی که از سجده کردن در برابر پروردگارش به او دست می‌داد.!.. سر از سجده که برداشت دست هایش را بالا گرفت.. بعد از دو سال گویا این طلسم جدایی به طور معجزه آسایی شکسته شده بود! خدایا می‌بینی منو.. منم همون بنده قدیمیت… همون که جز تو هیچ کسی رو نداشت.. همون که با وجود اطرافیانش بازم از همه بی کس تره. خدا خواهش می‌کنم ببین منو.. منم بهار… اصلاً منو یادت هست!… خیلی وقته که دیگه نگام نمی‌کنی… مگه تو نگفتی از رگ گردن نزدیکتری.. از عمق وجودش صدا زد: خدا دلم معجزه میخواد … یه معجزه ی بزرگ در حد خدا بودنت.. خدا خسته شدم.. خسته.. خیلی خسته.. خداااا نگام کن… فقط یه نگاه کوتاه… فقط درحدی که از آشتی کردنم پشیمون نشم… ناامیدتر از این نشم… آنقدر از عمق وجودش درخواست کرده بود که حسی بر دلش چنگ انداخت.. احساس کرد قلبش لرزید و مو بر تنش سیخ شد! برای ناهار از اتاق بیرون رفت پدرش تا چشمش به او افتاد آهی از وجودش خارج شد… مادرش هم با غم نگاهش کرد… نگاه کوتاهی سویشان انداخت بی هیچ حسی سردِ سرد.!.. آنقدر که از سرمای نگاهش خودش هم یخ زد …

  • نام کتاب: ازدواج مجدد
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: مهربانو
  • صفحات: 1706
ورود کاربران

جستجوی انجمن‌ها
  • adminسلام لطفا روبیکا پیام بدین Fatemehrf5...
  • سارینابرنامه جالبیه...
  • مژگانداستانش خیلی قشنگ بود اما چند نکته باور نکردنی توی داستان بود که قابل هضم نبود م...
  • والاسلام من یک رمان خریدم ولی فایل پی دی آف نوشته هاش مشکل داره یکی نوشته ها سفید کر...
  • مژگاندانلود که میزنی داستان دیگه ایی به نام التهاب میاد 🙄🤔😐...
  • مژگاناین داستان قشنگه اما خیلی طولانیه اگه اشتباه ناکنم حدودا ۹تا فصل داره...
  • نازیعالییییییییییی رماننننن فوقالعادی هستتتتت مرسییییی حدیث خانم خسته نباشی عزیزممم...
  • adminروبیکا پیام بدین Fatemehrf5...
  • adminسلام لطفا روبیکا پیام بدین Fatemehrf5...
  • الیسلام من این رمان خریدم ولی لینک دانلود برام نیومده...
آرشیو نویسندگان
درباره سایت
رمانیستا
به سایت رمانیستا خوش آمدید لطفا در صورت هرگونه مشکل در روبیکا پیام بدهید آیدی روبیکا @Fatemehrf5
آمار سایت
  • 127 نوشته
  • 128 محصول
  • 69 کامنت
  • 481 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمانیستا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.