رمانیستا
رمانیستا
معشوقه جذاب ارباب

 

دست ارسلان دوباره بالا آمد و اینبار بی هیچ مقاومتی روی سینه ی گرد ماهگل نشست.

ارسلان سر جلو برد و بی توجه به ماهگل لب هایش را شکار کرد و وحشیانه شروع به بوسیدنش کرد.

همانطور که یک دستش را به سمتِ پایین تنه ماهگل می برد، ٫خم شد و کنار گوشش پچ زد:

-به هیچ چیزی فکر نکن و فقط لذت ببر! دوست ندارم درد بکشی!

برای نجاتش با دست به جان سینه و صورت ارسلان افتاد و با قدرت چنگ می انداخت

اما، ارسلان بی توجه به او، مشغول بازی با پایین تنه ماهگل بود و کارش را با گاز گرفتن از سینه ماهگل تلافی می کرد.

کمی از او فاصله گرفت و با لحنی عصبی پچ زد:

– فکر کردی کی هستی دختره ی بی همه چیز؟ تو فقط یه رعیتی فهمیدی؟ خواستم باهات خوب تا کنم اما خودت نذاشتی!!!!…..

 

  • اشتراک گذاری
خرید محصول
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    معشوقه جذاب ارباب
  • ژانر
    عاشقانه، بزرگسال، اربابی
  • نویسنده
    ناشناس
  • صفحات
    1299
  • 7 روز پيش
  • admin
  • 4 بازدید
  • 15,000 تومان
  • 0 کامنت
کامنت ها

ورود کاربران

جستجوی انجمن‌ها
  • آرامشداستان خیلی خیلی جذابی بود ولی پایان باز تقریبا....
  • آرامشداستان اصلا انسجام نداشت ، ضمنا فونت پی دی اف اصلا جالب نبود....
  • آرامشسلام با تشکر از تلاش هاتون رمان خیلی خوبی نبود عمدتا بدی و درد کشیدن و... بود دخ...
  • کرم کتاباین داستان محشررره،من وقتی میخونم حس میکنم دارم فیلم میبینم وصحنه هاش مثل فیلم ا...
  • adminسلام فصل دوم نداره...
  • انافصل دوم نداره ؟! دوست دارم ی فصل دوم داشته باشه درباره اصلان و افرا...
  • سمیراعالیه پیشنهاد میشه❤️...
آرشیو نویسندگان
درباره سایت
رمانیستا
به سایت رمانیستا خوش آمدید
آمار سایت
  • 124 نوشته
  • 127 محصول
  • 7 کامنت
  • 481 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمانیستا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.