رمانیستا
در صورت هر گونه مشکل روبیکا پیام دهیدFatemehrf5
رمانیستا
دانلود رمان دنیز
  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
قسمتی از رمان

با نفرت به زنی که، چند ساعت دیگه مادرم میشد خیره بودم. لباس پفیش رو که با پول بابای من خریده بود، با


عشوه جا به جا میکرد. کلی آرایشگر بالای سرش ایستاده بودند

از همه رو اعصاب تر، دخترش دافنه بود که با اون سنش، کلی آرایش کرده بود و به هر نحوی پول بابای من و خرج میکرد.


از همهشون تنفر داشتم .


از جام بلند شدم. دلم گرفته بود؛ مثل آسمانی که دلش میخواست بباره؛ ولی ابرهاش همراهی نمیکردند.


مثل گلی که از بی آبی خشکیده شده بود. در اون سنم مادرم رو میخواستم. میخواستم از ته قلبم با


مادرم درد و دل کنم. از آرایشگاه بیرون رفتم. همین باعث شد که عمه نگران

دنبالم بیاد. به صدا زدن هاش و پرسیدن اینکه کجا میرم، اهمیتی ندادم. با گریه فقط میدویدم.


به ماشین های داخل خیابان و شنیدن صدای فحش هاشون


اهمیتی نمیدادم .


به قبرستان که رسیدم، با نفس نفس ایستادم. قبرش رو پیدا کردم و کنارش نشستم.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    دنیز
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    سانیا
  • صفحات
    731
لینک های دانلود
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران

جستجوی انجمن‌ها
  • مژگاندانلود که میزنی داستان دیگه ایی به نام التهاب میاد 🙄🤔😐...
  • مژگاناین داستان قشنگه اما خیلی طولانیه اگه اشتباه ناکنم حدودا ۹تا فصل داره...
  • نازیعالییییییییییی رماننننن فوقالعادی هستتتتت مرسییییی حدیث خانم خسته نباشی عزیزممم...
  • adminروبیکا پیام بدین Fatemehrf5...
  • adminسلام لطفا روبیکا پیام بدین Fatemehrf5...
  • الیسلام من این رمان خریدم ولی لینک دانلود برام نیومده...
  • adminچقدر خوب که دوست داشتن...
  • فاطیقشنگ بود...
  • adminسلام روبیکا پیام بدین Fatemehrf5...
  • adminسلام روبیکا پیام بدین Fatemehrf5...
آرشیو نویسندگان
درباره سایت
رمانیستا
به سایت رمانیستا خوش آمدید لطفا در صورت هرگونه مشکل در روبیکا پیام بدهید آیدی روبیکا @Fatemehrf5
آمار سایت
  • 127 نوشته
  • 128 محصول
  • 65 کامنت
  • 481 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمانیستا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.