جولیا، دختر ۲۴ سالهای که به قتل رومن گری، همکارش، متهم شده، در شب حادثه سر از خانهی همسایهی عجیب و غریبش در میآورد. پیرزن همسایه در حال برگزاری مراسم احضار روح است و جولیا ناخواسته در آن شرکت میکند. اما پس از بازگشت به خانهی خودش، با نامهها و جنایات وحشتناکی روبرو میشود که همگی به یک روح بازمیگردند؛ روحی که ادعا میکند جولیا متعلق به اوست و هیچ کس حق نزدیک شدن به او را ندارد